دیرسالی است که تلویزیون ِ حکومت ِ اسلامی، پول ِ نفت و مالیات ِ مردم ِ ایران را خرج ِ ساختن ِ سریال های ِ عربی و ایدئولوژیک می کند . اصلا انگار نه انگار که این کشور پیش از اسلام تاریخ و بزرگانی داشته و انگار نه انگار که در ایران به جز مسلمانان کسان ِ دیگری هم زندگی می کنند . بگذریم و برای ِ آن مستعمره های ِ فکری یا به اصطلاح هنرمندانی که سازنده ی ِ اینگونه آثار هستند، متاسف باشیم .
اما در باب ِ مختار بازان و مختار پردازان و شیعیان ِ عزیزی که بیش از هزار سال است که از قیام ِ ایشان کیفور می شوند، سه نکته ی ِ تاریخی شایان ِ گفتن است . سه نکته که تا به حال در این سریال مغفول واقع و بلکه تحریف شده است .
1 ـ هنگامی که امام حسن در نزدیکی ِ مداین زخم برداشت و به آنجا پناه آورد، مختار به عمویش که حکمران ِ مداین بود پیشنهاد کرد حسن ابن ِ علی را کت بسته تحویل ِ معاویه دهند تا اختلاف از میان ِ مسلمین برخیزد . عمویش او را دشنام داد و از خود راند . بنابراین مختار بین ِ حسن و معاویه، دومی را برتری می داد . او به امامت و خلافت ِ حسن ابن ِ علی معتقد نبود که اگر بود چنین پیشنهاد ِ دشمنانه ای نمی داد .
2 ـ بنابر نوشته ی ِ اکثر ِ منابع ِ تاریخی، مختار به هنگام ِ حادثه ی ِ کربلا در کوفه آزاد بود . او پس از این واقعه دستگیر و زندانی شد . منطق هم اینگونه حکم می کند که بعد از حادثه ی ِ کربلا که سرکوب ها شدت می گیرد، مخالفی چون او دستگیر شود، نه پیش از آن که خلیفه ی ِ نوآمده تازه بر تخت نشسته و به دنبال ِ تحبیب ِ قلوب و گرفتن ِ بیعت است . حال سوال این است که چرا مختار که به احتمال ِ بسیار زیاد در غل و زنجیر نبود، ندای ِ هل من ناصر ینصرنی را نشنیده گرفت و به کربلا نرفت ؟
3 ـ مختار هرگز امامت ِ زین العابدین را قبول نداشت . او پیرو ِ محمد ِ حنفیه ( پسر ِ دیگر ِ علی، از همسری به غیر از فاطمه) بود و به نام ِ او مدتی بر کوفه حکومت کرد . بنابراین فلسفه ی ِ امامت ِ شیعه که بر نطفه ی ِ مقدس بنا شده، در قیام ِ مختار جایی ندارد .
سرانگشت
