ه‍.ش. ۱۳۹۲ دی ۷, شنبه

آرونوفسکی


(این یادداشت بر مبنای سه فیلم از دارن آرونوفسکی نوشته شده: قوی سیاه، کشتی گیر و مرثیه ای برای یک رویا)

فیلم‌هایآرونوفسکی هم عمیقند، هم نفس گیر. تم مشترک فیلم‌هایی که از او دیده‌ام رابطه ی بین فروپاشی جسمانی و رسیدن به موفقیت و افتخار است. قاب های او تابلوهایی است از بدن های مجروح، خون آلود، سیاه و کبود، درهم شکسته و فروپاشیده که از نردبان افتخار (افتخار کاذب یا صادق) آویزانند. پرسوناژهای آرونوفسکی، خود را به صلیب می کشند؛ تن خود را شرحه شرحه می‌کنند تا به رستگاری، پیروزی و افتخار برسند. کشتی گیر فرسوده، بالرین ناپخته، موادفروش معتاد، استرپ تیز کننده ی ته خط، زن تشنه ی وزن ایده آل و ... مسیحان بازمصلوب دارن آرونوفسکی اند، چرا که همگی جسم خود را می فرسایند و نابود می کنند. نکته این است که برخلاف کتاب مقدس، در آثار آرونوفسکی، مسیح گاه بر صلیب خدا و گاه بر صلیب شیطان رنج می کشد. برای آدم‌های او بین رستگاری و توهم رستگاری، میان بزرگی و توهم بزرگی، مرز روشن و فاصله ی گویایی وجود ندارد. انتخاب میان صلیب شیطان و صلیب خدا در هجوم جبر و تحمیل، کاری نزدیک به محال است.
فیلم‌های آرونوفسکی هم عمیقند، هم نفس گیر.


سرانگشت